از نخستین روز فعالیت کولاک تا امروز، یک باور تغییر نکرده است. ما هیچ‌گاه تجارت را صرفاً جابه‌جایی کالا ندانسته‌ایم. برای ما، تجارت یعنی ایجاد رابطه‌ای که بر پایه احترام، شفافیت، دانش و منافع مشترک شکل گرفته باشد. ممکن است هر معامله با یک قرارداد آغاز شود، اما آنچه یک همکاری را ماندگار می‌کند، اعتمادی است که میان طرفین ساخته می‌شود.

بازار امروز، چه در تجارت داخلی و چه در فضای بین‌المللی، دیگر فقط بر پایه قیمت یا کیفیت محصول پیش نمی‌رود. در بسیاری از صنایع، مخصوصاً در معاملات B2B، تصمیم‌گیری مشتریان به مجموعه‌ای از عوامل پیچیده وابسته است؛ از نحوه دریافت اطلاعات و سطح اعتماد به برند گرفته تا تجربه‌ای که در طول فرآیند مذاکره و خرید به دست می‌آورند.

مشاوره بازاریابی B2B، طراحی خدمات و نورومارکتینگ

    در بازار B2B، کیفیت محصول و قیمت تنها بخشی از تصمیم خرید هستند. نحوه ارائه اطلاعات، فرآیند ارتباط با مشتری، ساختار پیشنهاد تجاری، تجربه دریافت خدمات و میزان اعتمادی که در طول مسیر ایجاد می‌شود نیز می‌توانند بر تصمیم خریدار اثر بگذارند.

    گروه بین‌المللی کولاک در حوزه مشاوره بازاریابی B2B، طراحی خدمات و نورومارکتینگ به کسب‌وکارها کمک می‌کند فرآیند بازاریابی و فروش خود را از دید مشتری بررسی کنند و نقاطی را که باعث ابهام، اصطکاک یا کاهش اعتماد می‌شوند شناسایی کنند.

    هدف این خدمت صرفاً تولید محتوای تبلیغاتی یا اجرای یک کمپین نیست. تمرکز بر طراحی بهتر مسیر تصمیم‌گیری مشتری و هماهنگ کردن بازاریابی، فروش و تجربه خدمات با رفتار واقعی بازار است.

    خدمات مشاوره بازاریابی شامل چه مواردی است؟

    دامنه همکاری بر اساس نوع کسب‌وکار، بازار هدف و مسئله‌ای که باید حل شود تعیین می‌شود.

    این خدمات می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

    • بررسی جایگاه فعلی برند و پیشنهاد ارزش

    • تحلیل مخاطبان و خریداران B2B

    • بررسی فرآیند بازاریابی و فروش

    • طراحی یا اصلاح Customer Journey

    • طراحی خدمات و نقاط تماس مشتری

    • بررسی ساختار پیشنهادهای تجاری

    • بهبود نحوه ارائه محصول یا خدمت

    • بررسی تجربه مشتری در وب‌سایت و کانال‌های ارتباطی

    • تحلیل رفتار تصمیم‌گیری مشتری

    • استفاده از اصول نورومارکتینگ در طراحی پیام و تجربه

    • شناسایی نقاط اصطکاک در فرآیند فروش

    • طراحی مسیر مناسب‌تر برای تبدیل Lead به فرصت تجاری

    • هماهنگ کردن پیام برند با نیاز واقعی بازار

    هدف، ایجاد فرآیندی است که مشتری بتواند سریع‌تر بفهمد چه چیزی ارائه می‌شود، چرا برای او مرتبط است و قدم بعدی چیست.

    بازاریابی B2B با تبلیغات صرف تفاوت دارد

    بازاریابی B2B باید مسیر تصمیم‌گیری خریدار را پشتیبانی کند، نه اینکه فقط پیام بیشتری تولید کند.

    در بسیاری از معاملات سازمانی، خرید توسط یک فرد و در یک لحظه انجام نمی‌شود. چند نفر ممکن است در ارزیابی محصول، بودجه، مشخصات فنی، ریسک، قرارداد یا تأیید نهایی نقش داشته باشند.

    به همین دلیل، یک فرآیند بازاریابی B2B باید بتواند به پرسش‌های مختلف پاسخ دهد:

    • محصول یا خدمت دقیقاً چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟

    • چرا این پیشنهاد با نیاز خریدار مرتبط است؟

    • چه تفاوتی با گزینه‌های دیگر دارد؟

    • اطلاعات فنی و تجاری موردنیاز کجا ارائه شده‌اند؟

    • خریدار چگونه می‌تواند ادعاها را ارزیابی کند؟

    • قدم بعدی برای شروع مذاکره چیست؟

    • فرآیند ارتباط و دریافت پیشنهاد چقدر روشن است؟

    اگر پاسخ این پرسش‌ها در تجربه مشتری پراکنده یا مبهم باشد، حتی یک محصول مناسب نیز ممکن است در مرحله ارزیابی کنار گذاشته شود.

    شناخت خریدار پیش از طراحی پیام بازاریابی

    پیام بازاریابی زمانی مؤثرتر است که بر اساس نیاز و تصمیم واقعی مخاطب طراحی شود، نه بر اساس چیزی که کسب‌وکار می‌خواهد درباره خودش بگوید.

    در بررسی مخاطب، فقط مشخصات عمومی مانند سن یا موقعیت جغرافیایی اهمیت ندارند.

    برای یک مشتری B2B باید موضوعاتی مانند این‌ها مشخص شوند:

    • چه مسئله‌ای باعث شروع جست‌وجو شده است؟

    • چه کسی نیاز اولیه را شناسایی می‌کند؟

    • چه کسی گزینه‌ها را مقایسه می‌کند؟

    • چه فرد یا واحدی تصمیم نهایی را تأیید می‌کند؟

    • چه ریسک‌هایی مانع خرید می‌شوند؟

    • چه اطلاعاتی برای ایجاد اعتماد لازم است؟

    • چه معیارهایی برای مقایسه پیشنهادها استفاده می‌شوند؟

    • خریدار در چه مرحله‌ای آماده تماس یا مذاکره است؟

    این شناخت پایه تصمیم‌هایی مانند پیام اصلی، ساختار وب‌سایت، محتوای فروش و طراحی مسیر مشتری است.

    طراحی Customer Journey برای فرآیند فروش

    Customer Journey نشان می‌دهد مشتری از اولین آشنایی تا تصمیم نهایی چه مراحلی را طی می‌کند و در هر مرحله به چه اطلاعات یا اقدامی نیاز دارد.

    یک مسیر ممکن است شامل این مراحل باشد:

    آشنایی → بررسی اولیه → مقایسه → درخواست اطلاعات → مذاکره → تصمیم → شروع همکاری

    در هر مرحله ممکن است یک مانع متفاوت وجود داشته باشد.

    برای مثال:

    • در مرحله آشنایی، پیشنهاد ارزش مشخص نیست.

    • هنگام بررسی، اطلاعات کافی درباره خدمت وجود ندارد.

    • در مرحله مقایسه، تفاوت با رقبا روشن نیست.

    • فرم درخواست بیش از حد پیچیده است.

    • پاسخ اولیه تیم فروش دیر یا نامشخص است.

    • پیشنهاد تجاری پاسخ روشنی به نیاز مشتری نمی‌دهد.

    طراحی Customer Journey کمک می‌کند این نقاط به‌صورت یک فرآیند واحد دیده شوند، نه مجموعه‌ای از مشکلات جداگانه.

    طراحی خدمات؛ از وعده برند تا تجربه واقعی مشتری

    Service Design به بررسی کل تجربه‌ای می‌پردازد که مشتری هنگام دریافت یک خدمت با آن مواجه می‌شود.

    این تجربه فقط رابط کاربری وب‌سایت نیست.

    برای یک خدمت B2B، تجربه مشتری ممکن است شامل مواردی مانند این‌ها باشد:

    • پیدا کردن اطلاعات اولیه

    • تماس با مجموعه

    • ارسال درخواست

    • دریافت پاسخ

    • ارائه اطلاعات یا اسناد

    • دریافت پیشنهاد

    • مذاکره

    • قرارداد

    • اجرای خدمت

    • پشتیبانی پس از آن

    اگر این مراحل از نگاه واحدهای داخلی شرکت طراحی شوند اما ارتباط منطقی میان آن‌ها برای مشتری وجود نداشته باشد، اصطکاک ایجاد می‌شود.

    طراحی خدمات تلاش می‌کند این مسیر را از دید مشتری بازسازی کند و هم‌زمان فرآیند داخلی لازم برای ارائه تجربه مناسب را مشخص سازد.

    شناسایی نقاط اصطکاک در تجربه مشتری

    Friction هر چیزی است که انجام قدم بعدی را برای مشتری دشوارتر از حد لازم می‌کند.

    این اصطکاک همیشه یک مشکل فنی نیست.

    نمونه‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

    • توضیح نامشخص خدمت

    • CTA مبهم

    • فرم طولانی

    • درخواست اطلاعات غیرضروری در مرحله اول

    • نبود پاسخ روشن درباره فرآیند همکاری

    • تفاوت میان پیام تبلیغاتی و تجربه واقعی

    • تأخیر در پاسخ‌گویی

    • ارائه Proposal پیچیده و نامتمرکز

    • نبود اطلاعاتی که تصمیم‌گیرنده برای تأیید نیاز دارد

    بررسی این نقاط می‌تواند مشخص کند مشکل پایین بودن Conversion الزاماً به کمبود Traffic مربوط نیست.

    ساختار پیشنهاد ارزش

    Value Proposition باید به مشتری توضیح دهد چرا یک محصول یا خدمت برای مسئله مشخص او مناسب است.

    عبارت‌هایی مانند:

    • کیفیت بالا

    • خدمات حرفه‌ای

    • بهترین راهکار

    • تیم متخصص

    • قیمت مناسب

    به‌تنهایی تفاوت مشخصی ایجاد نمی‌کنند.

    پیشنهاد ارزش بهتر باید به سه پرسش پاسخ دهد:

    1. مشتری چه مسئله‌ای دارد؟

    2. کسب‌وکار دقیقاً چه چیزی ارائه می‌دهد؟

    3. چرا این روش یا پیشنهاد برای آن مسئله مرتبط است؟

    در بازار B2B، ارائه شواهد، فرآیند روشن، تخصص مرتبط و کاهش ابهام معمولاً اهمیت بیشتری از ادعاهای تبلیغاتی کلی دارند.

    ساختار پیام برای وب‌سایت و صفحات خدمات

    صفحه خدمات باید به تصمیم مشتری کمک کند، نه فقط درباره شرکت صحبت کند.

    یک صفحه مؤثر باید بتواند خیلی زود مشخص کند:

    • این خدمت چیست؟

    • برای چه کسی مناسب است؟

    • چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟

    • فرآیند همکاری چگونه است؟

    • چه خروجی‌ای باید انتظار داشت؟

    • چه محدودیت‌هایی وجود دارد؟

    • قدم بعدی چیست؟

    اگر کاربر برای فهمیدن این موارد مجبور باشد چندین پاراگراف عمومی را بخواند، احتمال خروج او از صفحه بیشتر می‌شود.

    به همین دلیل، یکی از بخش‌های مشاوره می‌تواند بررسی ساختار وب‌سایت، Landing Pageها، CTAها و نحوه ارائه خدمات باشد.

    نورومارکتینگ چه نقشی در این فرآیند دارد؟

    نورومارکتینگ در این خدمت به‌عنوان ابزاری برای درک بهتر توجه، ادراک و تصمیم‌گیری مشتری استفاده می‌شود؛ نه جایگزینی برای تحقیق بازار یا استراتژی تجاری.

    انسان‌ها تمام اطلاعات را با وزن یکسان پردازش نمی‌کنند.

    نحوه نمایش گزینه‌ها، ترتیب ارائه اطلاعات، بار شناختی، پیچیدگی پیام و میزان وضوح می‌توانند بر نحوه دریافت یک پیشنهاد اثر بگذارند.

    اصول مرتبط با رفتار و شناخت می‌توانند در موضوعاتی مانند این‌ها کاربرد داشته باشند:

    • ترتیب ارائه اطلاعات

    • اولویت‌بندی پیام‌ها

    • کاهش Cognitive Load

    • طراحی CTA

    • ساختار صفحه

    • نحوه مقایسه گزینه‌ها

    • ارائه Price یا Offer

    • طراحی فرم‌ها

    • ساختار Proposal

    • ایجاد اعتماد

    هدف ایجاد تکنیک‌های پنهان برای مجبور کردن مشتری به خرید نیست. استفاده مناسب از این اصول باید تصمیم‌گیری را برای مشتری روشن‌تر و ساده‌تر کند.

    کاهش Cognitive Load در ارتباطات تجاری

    هرچه مشتری برای فهمیدن یک پیشنهاد انرژی ذهنی بیشتری صرف کند، احتمال رها کردن فرآیند بیشتر می‌شود.

    این موضوع در بازارهای تخصصی اهمیت بیشتری دارد؛ چون اطلاعات فنی و تجاری از ابتدا پیچیده هستند.

    برای کاهش بار شناختی می‌توان:

    • اطلاعات اصلی را زودتر نمایش داد

    • جزئیات را دسته‌بندی کرد

    • از اصطلاحات نامفهوم غیرضروری پرهیز کرد

    • یک CTA اصلی برای هر مرحله تعریف کرد

    • مقایسه گزینه‌ها را ساده‌تر کرد

    • اطلاعات فنی را از پیام اصلی جدا اما در دسترس نگه داشت

    • مراحل فرآیند را به‌صورت روشن نمایش داد

    ساده کردن تجربه به معنای حذف اطلاعات مهم نیست؛ به معنای ارائه اطلاعات در زمان و جای مناسب است.

    بازاریابی و فروش باید یک پیام مشترک داشته باشند

    اگر بازاریابی یک وعده بدهد و تیم فروش تجربه دیگری ایجاد کند، اعتماد مشتری کاهش پیدا می‌کند.

    یکی از مسائل رایج در فرآیندهای B2B فاصله میان Marketing و Sales است.

    برای مثال، وب‌سایت ممکن است بر مشاوره تخصصی تأکید کند اما اولین پاسخ فروش صرفاً یک لیست قیمت باشد.

    یا کمپین تبلیغاتی ممکن است روی سرعت تمرکز کند، در حالی که فرآیند دریافت پیشنهاد چند روز طول بکشد.

    هماهنگی این دو بخش یعنی:

    • تعریف واحدی از مشتری هدف وجود داشته باشد

    • پیام اصلی مشترک باشد

    • Leads با اطلاعات مناسب منتقل شوند

    • تیم فروش بداند کاربر چه چیزی دیده است

    • پاسخ فروش ادامه منطقی تجربه بازاریابی باشد

    این هماهنگی به ایجاد یک تجربه منسجم‌تر برای مشتری کمک می‌کند.

    طراحی فرآیند Lead Generation

    Lead Generation زمانی ارزشمند است که مخاطب مناسب را وارد فرآیند مناسب کند.

    افزایش تعداد فرم‌های ثبت‌شده همیشه به معنای عملکرد بهتر نیست.

    یک فرآیند Lead Generation باید مشخص کند:

    • چه کسی مخاطب هدف است؟

    • چه اقدامی Conversion محسوب می‌شود؟

    • در چه مرحله‌ای چه اطلاعاتی از Lead لازم است؟

    • Lead چگونه ارزیابی می‌شود؟

    • چه زمانی به تیم فروش منتقل می‌شود؟

    • چه پاسخی باید دریافت کند؟

    • Leads نامرتبط چگونه مدیریت می‌شوند؟

    هدف، افزایش تعداد افرادی نیست که صرفاً اطلاعات تماس خود را ثبت می‌کنند؛ هدف ایجاد فرصت‌های تجاری مرتبط‌تر است.

    طراحی فرم‌ها و CTAهای مناسب

    فرم و CTA باید با سطح آمادگی مشتری در همان مرحله هماهنگ باشند.

    کاربری که برای اولین بار یک خدمت را بررسی می‌کند ممکن است آماده تکمیل یک فرم طولانی یا ارسال مجموعه بزرگی از اطلاعات نباشد.

    در مقابل، درخواست B2B تخصصی ممکن است بدون دریافت اطلاعات اصلی قابل بررسی نباشد.

    بنابراین باید میان دو موضوع تعادل ایجاد شود:

    • کاهش اصطکاک

    • دریافت اطلاعات لازم

    برای مثال، CTAهای مختلف می‌توانند اهداف متفاوتی داشته باشند:

    • درخواست مشاوره

    • ارسال مشخصات پروژه

    • دریافت اطلاعات بیشتر

    • درخواست Proposal

    • شروع بررسی همکاری

    هر CTA باید به مرحله مشخصی از Customer Journey متصل باشد.

    ارائه Proposal و پیشنهاد تجاری

    Proposal باید تصمیم‌گیری را آسان‌تر کند، نه اینکه فقط حجم زیادی از اطلاعات درباره شرکت ارائه دهد.

    یک پیشنهاد تجاری مناسب معمولاً باید ابتدا نشان دهد که نیاز مشتری درک شده است.

    سپس می‌تواند مشخص کند:

    • مسئله چیست؟

    • چه راهکاری پیشنهاد می‌شود؟

    • دامنه خدمات چیست؟

    • فرآیند اجرا چگونه است؟

    • مسئولیت طرفین چیست؟

    • چه خروجی‌هایی ارائه خواهند شد؟

    • قدم بعدی چیست؟

    ساختار مناسب Proposal به‌ویژه در خدمات تخصصی می‌تواند فاصله میان جلسه اولیه و تصمیم مشتری را کاهش دهد.

    این خدمت برای چه کسب‌وکارهایی مناسب است؟

    خدمات مشاوره بازاریابی، طراحی خدمات و نورومارکتینگ می‌تواند برای کسب‌وکارهایی مفید باشد که با یکی از مسائل زیر مواجه هستند:

    • وب‌سایت Traffic دارد اما Lead کافی ایجاد نمی‌کند

    • Leads ایجاد می‌شوند اما به فرصت فروش تبدیل نمی‌شوند

    • مشتریان به‌درستی تفاوت خدمت یا محصول را درک نمی‌کنند

    • فرآیند درخواست یا خرید پیچیده است

    • تیم بازاریابی و فروش پیام متفاوتی دارند

    • Proposalها نتیجه مورد انتظار را ایجاد نمی‌کنند

    • شرکت قصد ورود به بازار یا Segment جدید دارد

    • یک خدمت جدید در حال طراحی است

    • تجربه مشتری در نقاط تماس مختلف یکپارچه نیست

    • کسب‌وکار نمی‌داند مشتری در کدام مرحله از فرآیند خارج می‌شود

    نوع همکاری باید بر اساس مسئله واقعی کسب‌وکار تعریف شود، نه انتخاب یک ابزار از پیش تعیین‌شده.

    فرآیند مشاوره چگونه انجام می‌شود؟

    ۱. تعریف مسئله

    ابتدا باید مشخص شود مسئله اصلی چیست و قرار است چه نتیجه‌ای بهبود پیدا کند.

    این موضوع می‌تواند Conversion، کیفیت Lead، تجربه مشتری، ساختار فروش، ورود به بازار یا مسئله دیگری باشد.

    ۲. بررسی وضعیت موجود

    وب‌سایت، پیام‌ها، فرآیند فروش، Journey مشتری، نقاط تماس و سایر بخش‌های مرتبط بررسی می‌شوند.

    ۳. شناسایی نقاط اصطکاک و فرصت‌ها

    مواردی که باعث ابهام، پیچیدگی، ناهماهنگی یا کاهش اعتماد می‌شوند مشخص می‌شوند.

    ۴. طراحی ساختار پیشنهادی

    بر اساس مسئله، پیشنهادهایی برای پیام، Journey، فرآیند، Service Design یا نحوه تعامل با مشتری طراحی می‌شوند.

    ۵. اجرا و ارزیابی

    بسته به دامنه همکاری، تغییرات می‌توانند اجرا و سپس بر اساس نتایج واقعی ارزیابی و اصلاح شوند.

    بازاریابی بهتر از شناخت بهتر مشتری شروع می‌شود

    افزایش بودجه تبلیغات همیشه راه‌حل یک مشکل بازاریابی نیست.

    اگر مشتری پیشنهاد را درک نکند، مسیر خرید پیچیده باشد یا تیم فروش و بازاریابی تجربه متفاوتی ایجاد کنند، افزایش Traffic فقط افراد بیشتری را وارد همان فرآیند مشکل‌دار می‌کند.

    رویکرد گروه بین‌المللی کولاک در این خدمت بر بررسی تصمیم مشتری، ساختار تجربه و فرآیند واقعی کسب‌وکار متمرکز است.

    اگر می‌خواهید مسیر بازاریابی و فروش، تجربه مشتری یا یک خدمت موجود را بررسی کنید، می‌توانید مسئله و وضعیت فعلی کسب‌وکار خود را برای ارزیابی اولیه مطرح کنید.

    تماس با ما

    برای انتخاب محصول راهنمایی می‌خواهید؟

    برای دریافت مشخصات فنی، موجودی و جزئیات قیمت با تیم ما در تماس باشید.

    ارتباط با ما

    سوالات متداول

    تبلیغات یکی از کانال‌های جذب مخاطب است، در حالی که مشاوره بازاریابی B2B می‌تواند موضوعاتی مانند بازار هدف، پیشنهاد ارزش، Journey مشتری، فرآیند فروش، Lead Generation و تجربه مشتری را بررسی کند.
    طراحی خدمات یا Service Design فرآیند بررسی و طراحی تجربه کامل مشتری در تعامل با یک خدمت است؛ از اولین تماس تا دریافت خدمت و مراحل بعدی. این روش هم تجربه مشتری و هم فرآیندهای داخلی لازم برای ارائه آن تجربه را در نظر می‌گیرد.
    نورومارکتینگ از دانش مرتبط با توجه، ادراک، شناخت و رفتار انسان برای درک بهتر نحوه مواجهه افراد با پیام‌ها و گزینه‌های بازاریابی استفاده می‌کند. در این خدمت، این اصول در کنار تحلیل بازار و تجربه مشتری استفاده می‌شوند.
    خیر. هدف استفاده مناسب از اصول رفتاری و شناختی، روشن‌تر کردن اطلاعات و کاهش پیچیدگی تصمیم است؛ نه پنهان کردن اطلاعات یا مجبور کردن مشتری به انتخاب خاص.
    تمرکز اصلی این خدمت بر مسائل B2B و فرآیندهای تصمیم‌گیری تجاری است. مناسب بودن آن برای هر کسب‌وکار بر اساس نوع مشتری، مدل فروش و مسئله‌ای که باید حل شود تعیین می‌شود.
    بله، اگر وب‌سایت یا Landing Page بخشی از مسئله بازاریابی یا Customer Journey باشد، ساختار محتوا، پیام، CTA، فرم‌ها و مسیر حرکت کاربر می‌توانند در بررسی قرار گیرند.
    بله. دامنه مشاوره می‌تواند بر یک مسئله مشخص، مانند صفحه خدمات، Proposal، Lead Generation، Customer Journey یا ساختار پیام متمرکز شود.
    همکاری

    فرآیند همکاری با کولاک

    تحلیل نیازهای تجاری

    پیش از هر پیشنهاد، نیاز فنی، شرایط بازار، زمان‌بندی، مقصد، الزامات قرارداد و اهداف تجاری شما را بررسی می‌کنیم تا مناسب‌ترین مسیر برای انجام معامله طراحی شود.

    ارزیابی تأمین‌کنندگان و ساختار معامله

    تأمین‌کنندگان، پروسیجرهای معاملاتی، شرایط پرداخت، اسناد و ریسک‌های هر گزینه را ارزیابی می‌کنیم تا امن‌ترین و کارآمدترین ساختار معامله متناسب با نیاز شما انتخاب شود.

    اجرای ساختاریافته معامله

    از هماهنگی مذاکرات و تنظیم قراردادهای بین‌المللی تا مدیریت اسناد، حمل و تحویل، تمام مراحل معامله را با دقت و شفافیت مدیریت و پیگیری می‌کنیم.

    تحویل موفق و همکاری بلندمدت

    هدف ما تنها انجام یک معامله نیست. با پشتیبانی مستمر، شفافیت در ارتباطات و مدیریت ریسک، زمینه شکل‌گیری همکاری‌های پایدار و بلندمدت را فراهم می‌کنیم.

    process-bg-shape
    خدمات ما

    چه خدماتی ارائه می‌دهیم

    گروه بین‌المللی کولاک یک شرکت تجارت کالا است که در زمینه تأمین و مبادله مواد معدنی، محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های انرژی فعالیت می‌کند. ما با تولیدکنندگان، شرکت‌های بازرگانی و خریداران صنعتی در بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی همکاری داریم. نقش ما ایجاد مسیرهای قابل اتکا برای معامله، اتصال طرف‌های تجاری معتبر و مدیریت فرآیندهای تجاری در طول زنجیره تأمین است.

    تجارت بین‌الملل با توافق بر سر قیمت آغاز می‌شود، اما هیچ معامله‌ای صرفاً با توافق بر سر قیمت به سرانجام نمی‌رسد. بخش مهمی از موفقیت یا شکست یک معامله، در ساختاری شکل می‌گیرد که از ابتدا برای آن طراحی می‌شود