فرض کنید یک صادرکننده ایرانی، کانتینر کاتد مس را روز دوشنبه به ترمینال بندری تحویل میدهد؛ اما کشتی روز پنجشنبه آن را بارگیری میکند. اگر محموله در فاصله این دو رویداد آسیب ببیند، چه کسی ریسک خسارت را بر عهده دارد؟
پاسخ فقط به این بستگی ندارد که حمل دریایی است یا خریدار کرایه کشتی را پرداخت کرده است. مسئله اصلی، نقطه تحویل در قرارداد فروش است.
اینکوترمز ۲۰۲۰ (Incoterms® 2020) چهار قاعده مخصوص حمل دریایی و آبراههای داخلی و هفت قاعده قابل استفاده برای همه روشهای حمل دارد. قواعد FAS، FOB، CFR و CIF مخصوص گروه اول هستند؛ EXW، FCA، CPT، CIP، DAP، DPU و DDP نیز برای حمل جادهای، ریلی، دریایی و ترکیبی قابل استفادهاند.
این مقاله نشان میدهد چگونه روش حمل، شکل تحویل و تقسیم هزینهها بر انتخاب قاعده اثر میگذارند؛ بدون اینکه یک اینکوترمز خاص را برای تمام معاملات بهترین گزینه معرفی کند.
تفاوت اینکوترمز در حمل دریایی، جادهای و ریلی چیست؟
طبقهبندی رسمی اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC) بر اساس دو گروه انجام میشود، نه سه گروه دریایی، جادهای و ریلی.
قواعد مخصوص حمل دریایی و آبراههای داخلی: FAS، FOB، CFR و CIF. نقطه تحویل در این گروه با کنار کشتی یا روی کشتی ارتباط دارد.
قواعد قابل استفاده برای هر شیوه حمل: EXW، FCA، CPT، CIP، DAP، DPU و DDP. این قواعد برای تحویل در کارخانه، انبار، ترمینال، به حملکننده یا در مقصد قابل استفادهاند؛ البته هرکدام شرایط تحویل متفاوتی دارند.
بنابراین «اینکوترمز ریلی» یا «اینکوترمز جادهای» یک مجموعه رسمی جداگانه نیست. در عمل، یکی از هفت قاعده گروه دوم برای معاملهای با آن روش حمل انتخاب میشود.
برای مثال، اگر کالای کانتینری در ترمینال به حملکننده تحویل شود، حتی با وجود حمل دریایی در ادامه مسیر، ممکن است FCA مناسبتر از FOB باشد.
برای تعریف تفصیلی تمام قواعد، راهنمای کامل اینکوترمز ۲۰۲۰ را مطالعه کنید.
جدول مقایسه اینکوترمز ۲۰۲۰ بر اساس روش حمل
قاعده | روش حمل مجاز | محل تحویل و انتقال معمول ریسک | ترتیبدهنده حمل اصلی | الزام فروشنده به تهیه بیمه |
|---|---|---|---|---|
EXW | همه روشها | کالا در محل تعیینشده در اختیار خریدار قرار میگیرد، بدون بارگیری | خریدار | خیر |
FCA | همه روشها | تحویل به حملکننده یا شخص معرفیشده خریدار در نقطه توافقی | خریدار | خیر |
CPT | همه روشها | تحویل به حملکننده طرف قرارداد فروشنده | فروشنده | خیر |
CIP | همه روشها | مانند CPT | فروشنده | بله؛ معمولاً کلوز A |
DAP | همه روشها | در مقصد تعیینشده، آماده تخلیه | فروشنده | خیر |
DPU | همه روشها | در مقصد تعیینشده، پس از تخلیه | فروشنده | خیر |
DDP | همه روشها | در مقصد، آماده تخلیه، با تعهد ترخیص وارداتی فروشنده | فروشنده | خیر |
FAS | دریایی و آبراههای داخلی | کنار کشتی در بندر بارگیری | خریدار | خیر |
FOB | دریایی و آبراههای داخلی | روی کشتی در بندر بارگیری | خریدار | خیر |
CFR | دریایی و آبراههای داخلی | روی کشتی در بندر بارگیری | فروشنده | خیر |
CIF | دریایی و آبراههای داخلی | روی کشتی در بندر بارگیری | فروشنده | بله؛ معمولاً کلوز C |
منظور از ستون بیمه، تعهدی است که خود اینکوترمز برای فروشنده مقرر میکند. نبود این الزام به معنی بینیازی کالا از بیمه یا ممنوعیت تهیه بیمه توسط طرفین نیست.
در CPT و CIP، اگر چند حملکننده در مسیر حضور داشته باشند، تحویل معمولاً به نخستین حملکننده طرف قرارداد فروشنده انجام میشود؛ مگر اینکه نقطه تحویل متفاوتی بهدرستی توافق شده باشد.
در FCA نیز باید میان تحویل در محل فروشنده و تحویل در مکانی دیگر تمایز گذاشت.
در حمل دریایی چه زمانی FAS، FOB، CFR یا CIF را بررسی کنیم؟
انتخاب یکی از چهار قاعده دریایی زمانی منطقی است که محل واقعی تحویل با الزامات همان قاعده تطابق داشته باشد.
FAS: تحویل کنار کشتی
در FAS، فروشنده کالا را کنار کشتی معرفیشده خریدار در بندر بارگیری تعیینشده قرار میدهد. ریسک در شرایط معمول با انجام همین تحویل منتقل میشود.
این روش ممکن است برای برخی محمولههای فله یا محمولههایی که تحویل عملیاتی آنها کنار کشتی صورت میگیرد قابل بررسی باشد. صرف ورود کالا به یک محوطه بندری به معنای تحویل FAS نیست.
FOB: تحویل روی کشتی
در FOB، کالا هنگامی تحویلشده محسوب میشود که روی کشتی معرفیشده خریدار قرار گیرد. خریدار معمولاً حمل اصلی را ترتیب میدهد و ریسک از نقطه تحویل روی کشتی به او منتقل میشود.
FOB میتواند برای محمولههای فله با بارگیری مستقیم روی کشتی مناسب باشد، اما فله بودن کالا بهتنهایی برای انتخاب آن کافی نیست.
CFR: فروشنده کرایه را میپردازد، اما ریسک در مبدأ منتقل میشود
در CFR، فروشنده حمل دریایی را تا بندر مقصد تعیینشده قرارداد میکند و هزینه آن را میپردازد؛ بااینحال، انتقال ریسک معمولاً زمانی رخ میدهد که کالا در بندر مبدأ روی کشتی تحویل داده شود.
پرداخت کرایه تا بندر مقصد نباید با قبول ریسک خسارت کالا تا آن بندر اشتباه گرفته شود.
CIF: حمل دریایی بههمراه بیمه مقرر
CIF از نظر تحویل و انتقال ریسک مانند CFR است، اما فروشنده باید پوشش بیمه باربری مقرر را نیز برای ریسک خریدار تهیه کند.
در اینکوترمز ۲۰۲۰ پوشش پیشفرض CIF معمولاً بر مبنای Institute Cargo Clauses (C) یا معادل آن است. طرفین میتوانند پوشش گستردهتری توافق کنند.
چرا کانتینر دریایی همیشه با FOB سازگار نیست؟
در حمل کانتینری، فروشنده ممکن است کالا را پیش از بارگیری کشتی به حملکننده یا ترمینال تحویل دهد. این نقطه تحویل عملیاتی با نقطه استاندارد تحویل FOB، یعنی روی کشتی، متفاوت است.
اگر طرفین قصد دارند تحویل در همان ترمینال انجام شود، FCA ارزش بررسی دارد. زمانی که فروشنده قرارداد حمل تا مقصد را نیز بر عهده میگیرد، CPT یا CIP میتوانند مطرح شوند.
تفاوت دقیق این دو شیوه تحویل در تحلیل رسمی FCA و FOB توسط ICC Academy توضیح داده شده است.

برای حمل جادهای کدام قواعد قابل بررسیاند؟
در حمل جادهای باید از قواعد قابل استفاده برای همه روشهای حمل استفاده کرد. تفاوت اصلی میان آنها در محل تحویل، ترتیب حمل، مسئولیت تخلیه و مدت تحمل ریسک توسط فروشنده است.
FCA در محل فروشنده: اگر کامیون معرفیشده خریدار به کارخانه یا انبار مراجعه کند، فروشنده طبق قاعده استاندارد باید کالا را روی وسیله جمعآوری بارگیری و تحویل دهد.
FCA در محل دیگر: اگر محل توافقی تحویل یک ترمینال یا محوطه خارج از محل فروشنده باشد، شرایط استاندارد تحویل با آماده بودن کالا برای تخلیه از وسیله حمل فروشنده ارتباط دارد.
CPT و CIP: فروشنده کرایه حمل تا مقصد تعیینشده را میپردازد، اما انتقال ریسک عموماً هنگام تحویل به حملکننده رخ میدهد. CIP تعهد بیمهای اضافه دارد.
DAP: ریسک تا زمانی که کالا در مقصد تعیینشده روی وسیله حمل و آماده تخلیه در اختیار خریدار قرار گیرد، با فروشنده است.
DPU: فروشنده علاوه بر حمل تا مقصد، تخلیه کالا را نیز انجام میدهد.
DDP: فروشنده باید تشریفات وارداتی و عوارض مربوط را طبق قاعده بر عهده گیرد. امکان اجرای قانونی این تعهدات در کشور مقصد باید پیش از توافق بررسی شود.
EXW نیز از نظر گروهبندی مجاز است، اما چون فروشنده طبق قاعده استاندارد معمولاً تعهد بارگیری روی وسیله جمعآوری و ترخیص صادراتی ندارد، میتواند برای صادرات فرامرزی مشکلات اجرایی ایجاد کند.
مثال: تحویل میلگرد در انبار فروشنده
فرض کنید یک صادرکننده، بندیلهای میلگرد را روی کامیون خریدار بارگیری میکند. تحت FCA در محل فروشنده، همین عملیات میتواند بخش اصلی تحقق تحویل باشد.
اگر قرارداد به DAP در انبار خریدار تغییر کند، نقطه تحویل و توزیع ریسک متفاوت میشود؛ فروشنده دیگر صرفاً مسئول تحویل در انبار مبدأ نیست.
برای بررسی شرایط کالا، دستهبندی میلگرد فولادی اطلاعات تکمیلی درباره شکل محصول و مشخصات موردنیاز در معامله ارائه میدهد. این اطلاعات جای تعیین ظرفیت کامیون، نوع مهاربندی یا مجوزهای مسیر را نمیگیرد.

در حمل ریلی چه تفاوتی در انتخاب اینکوترمز وجود دارد؟
برای حمل ریلی نیز قاعده اختصاصی جداگانهای وجود ندارد. FCA، CPT، CIP، DAP، DPU و سایر قواعد گروه قابل استفاده برای همه روشها را میتوان متناسب با ساختار قرارداد بررسی کرد.
موضوع حساس در راهآهن، تعیین نقطه واقعی تحویل است. تحویل در ترمینال مبدأ با تحویل در پایانه مقصد یا پس از تخلیه واگن یکسان نیست.
اگر فروشنده تحت FCA کالا را به حملکننده معرفیشده خریدار در ترمینال ریلی تحویل دهد، ریسک میتواند همانجا منتقل شود. اما در DAP، فروشنده عموماً ریسک را تا تحویل در مقصد تعیینشده حفظ میکند.
در برخی کریدورها، تغییر حملکننده، تعویض واگن، تفاوت عرض خط یا عملیات ترمینال مرزی وجود دارد. این مسائل باید متناسب با مسیر واقعی و قراردادهای حمل بررسی شوند؛ نباید آنها را ویژگی ثابت همه مسیرهای ریلی دانست.
نوع راهنامه ریلی نیز ممکن است به نظام CIM، SMGS یا سند مشترک CIM/SMGS مربوط باشد. قابلیت استفاده از هر سند به مسیر و قواعد حاکم وابسته است.

تفاوت FOB و FCA، CFR و CPT، CIF و CIP
سه مقایسه زیر نشان میدهند چرا دو قاعده با ساختار مالی مشابه ممکن است مسئولیت ریسک کاملاً متفاوتی ایجاد کنند.
FOB در برابر FCA: تفاوت تحویل روی کشتی و تحویل به حملکننده
معیار | FOB | FCA |
|---|---|---|
روش حمل | دریایی و آبراههای داخلی | همه روشها |
محل تحویل | روی کشتی در بندر بارگیری | به حملکننده یا شخص معرفیشده خریدار در نقطه توافقی |
انتقال ریسک | هنگام تحویل روی کشتی | هنگام تحقق تحویل FCA |
حمل اصلی | معمولاً خریدار | معمولاً خریدار |
الزام بیمه فروشنده | ندارد | ندارد |
ترخیص صادراتی / وارداتی | فروشنده / خریدار | فروشنده / خریدار |
کاربرد قابل بررسی | فله با تحویل روی کشتی | کانتینر، ترمینال، حمل ترکیبی |
مثال: کانتینر کاتد مس به ترمینال تحویل میشود و سه روز بعد روی کشتی بارگیری خواهد شد. اگر تحویل قراردادی قرار است هنگام واگذاری به حملکننده خریدار رخ دهد، FCA با این ساختار هماهنگتر است. در FOB، نقطه استاندارد تحویل روی کشتی قرار دارد.
برای تطبیق روش بستهبندی و الزامات مستندسازی کالا میتوان اطلاعات کاتد مس پالایشی را جداگانه بررسی کرد؛ این صفحه بهخودیخود نوع حمل یک محموله مشخص را تأیید نمیکند.
CFR در برابر CPT: تفاوت مقصد پرداخت کرایه با نقطه انتقال ریسک
معیار | CFR | CPT |
|---|---|---|
روش حمل | دریایی و آبراههای داخلی | همه روشها |
تحویل | روی کشتی در مبدأ | به حملکننده طرف قرارداد فروشنده |
انتقال ریسک | در بندر بارگیری، روی کشتی | معمولاً هنگام تحویل به حملکننده |
کرایه اصلی | فروشنده تا بندر مقصد | فروشنده تا مقصد تعیینشده |
الزام بیمه فروشنده | ندارد | ندارد |
ترخیص صادراتی / وارداتی | فروشنده / خریدار | فروشنده / خریدار |
مثال: یک محموله صنعتی ابتدا با کامیون به بندر و سپس با کشتی به مقصد منتقل میشود. در CPT، تحویل به حملکننده نخست ممکن است نقطه انتقال ریسک باشد. در CFR، تحویل روی کشتی در بندر بارگیری مبنای انتقال ریسک است.
در هر دو حالت، فروشنده هزینه حمل تا مقصد قراردادی را میپردازد. این موضوع نباید به اشتباه «انتقال ریسک در مقصد» تفسیر شود.
CIF در برابر CIP: تفاوت نقطه تحویل و سطح پیشفرض بیمه
معیار | CIF | CIP |
|---|---|---|
روش حمل | دریایی و آبراههای داخلی | همه روشها |
محل تحویل | روی کشتی در مبدأ | به حملکننده طرف قرارداد فروشنده |
انتقال ریسک | هنگام تحویل روی کشتی | معمولاً هنگام تحویل به حملکننده |
حمل اصلی | فروشنده تا بندر مقصد | فروشنده تا مقصد تعیینشده |
الزام بیمه فروشنده | دارد؛ معمولاً کلوز C | دارد؛ معمولاً کلوز A |
ترخیص صادراتی / وارداتی | فروشنده / خریدار | فروشنده / خریدار |
مثال: فروشنده هزینه حمل و بیمه کانتینرهای فلزی را تا مقصد خارجی پرداخت میکند. اگر کالا در مبدأ به حملکننده واگذار شود و مسیر چندوجهی باشد، CIP ممکن است ساختار تحویل را بهتر از CIF منعکس کند.
کلوز A در بیمه به معنای پوشش تمام خسارتهای احتمالی بدون استثنا نیست. شرایط بیمهنامه، استثناها، ارزش بیمهشده و پوششهای تکمیلی باید بررسی شوند.
برای مطالعه بیشتر، تفاوت CIF و CIP در ICC Academy توضیح فنی معتبری ارائه میکند.

چرا در حمل ترکیبی باید نقطه تحویل را دقیق مشخص کرد؟
یک زنجیره فرضی را در نظر بگیرید:
کارخانه فروشنده ← کامیون ← ترمینال کانتینری ← کشتی ← بندر مقصد ← قطار یا کامیون ← انبار خریدار
مسیر فیزیکی ثابت است، اما مسئولیت ریسک بسته به اینکوترمز تغییر میکند.
قاعده و محل توافقی | انتقال ریسک | تعهد حمل فروشنده |
|---|---|---|
FCA در کارخانه | هنگام تحویل طبق FCA و بارگیری روی وسیله خریدار | حمل اصلی معمولاً با خریدار |
CPT تا پایانه مقصد | معمولاً هنگام تحویل به حملکننده در مبدأ | پرداخت حمل تا پایانه مقصد |
CIP تا انبار خریدار | مانند CPT | حمل تا انبار بههمراه بیمه مقرر |
DAP در انبار خریدار | در مقصد، آماده تخلیه | حمل تا نقطه تحویل در انبار |
DPU در انبار خریدار | در مقصد، پس از تخلیه | حمل و تخلیه در مقصد |
فروشنده ممکن است تحت CPT یا CIP هزینه حمل را تا مقصد نهایی بپردازد، اما ریسک کالا از مراحل ابتدایی سفر به خریدار منتقل شده باشد.
برای همین، در قرارداد باید نقطه تحویل و انتقال ریسک از مقصد تعهد پرداخت کرایه حمل جداگانه قابل شناسایی باشند.
چهار سناریوی فرضی صادرات کالاهای صنعتی
سناریوهای زیر صرفاً آموزشیاند و نشاندهنده معامله واقعی، موجودی یا مسیر حمل تأییدشده گروه بینالمللی کولاک نیستند.
سناریوی اول: گوگرد صنعتی فله با کشتی
فرض کنید فروشندهای در ایران قصد دارد گوگرد صنعتی فله را در بندر بارگیری به کشتی منتقل کند.
اگر خریدار قرارداد حمل دریایی را منعقد کند و فروشنده کالا را روی کشتی تحویل دهد، FOB گزینه قابل بررسی است. در صورت تعهد فروشنده به پرداخت کرایه حمل تا بندر مقصد، CFR مطرح میشود. اگر فروشنده باید بیمه مقرر را نیز تهیه کند، CIF قابل بررسی خواهد بود.
اگر تحویل واقعی کنار کشتی باشد، FAS نیز باید ارزیابی شود.
برای شناخت تفاوت شکل و مشخصات محصول، صفحه گوگرد صنعتی مکمل اطلاعات کالایی است. وجود محصول در یک دستهبندی به معنای تأیید امکان حمل فله آن از بندری مشخص نیست.
سناریوی دوم: کاتد مس کانتینری
فرض کنید یک کانتینر حاوی کاتد مس ابتدا در ترمینال به حملکننده تحویل داده میشود و بارگیری کشتی در مرحلهای بعد صورت میگیرد.
در این معامله، بررسی FCA اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است نقطه تحویل واقعی بسیار زودتر از بارگیری کشتی باشد.
اگر فروشنده حمل تا مقصد را قرارداد کند، CPT یا CIP نیز مطرح میشوند. انتخاب میان آنها به تعهد بیمه، نقطه تحویل و شرایط توافقشده بستگی دارد.
سناریوی سوم: میلگرد فولادی با کامیون
صادرکنندهای قصد دارد میلگرد فولادی را از انبار خود به انبار خریدار در کشور دیگر ارسال کند.
اگر بارگیری روی کامیون معرفیشده خریدار انجام شود، FCA در محل فروشنده قابل بررسی است. اگر فروشنده کرایه را تا مقصد بپردازد، CPT مطرح میشود.
چنانچه فروشنده باید ریسک را تا انبار خریدار تحمل کند، DAP یا DPU بسته به وضعیت تخلیه قابل بررسیاند.
برای جزئیات فنی، راهنمای صادرات میلگرد ایران درباره گرید، گواهی کارخانه، بازرسی و اسناد حمل توضیح میدهد.
سناریوی چهارم: کالای صنعتی در حمل ریلی
فرض کنید یک محموله صنعتی از پایانه ریلی مبدأ به پایانه یا انبار مقصد خارجی حمل میشود.
FCA برای تحویل به حملکننده معرفیشده خریدار در مبدأ قابل بررسی است. CIP میتواند در صورت تعهد فروشنده به حمل و بیمه مقرر تا مقصد مطرح شود.
DAP برای تحویل در مقصد، آماده تخلیه، و DPU برای تحویل پس از تخلیه قابل بررسیاند.
هیچیک از این قواعد بهتنهایی مشکلاتی مانند تغییر واگن، عبور مرزی، هزینه توقف یا مغایرت اسناد را برطرف نمیکنند.

چطور قاعده مناسب معامله را انتخاب کنیم؟
پیش از درج قاعده سهحرفی در پروفرما یا قرارداد، به شش سؤال پاسخ دهید:
کالا دقیقاً کجا تحویل میشود؟ کارخانه، ترمینال، کنار کشتی، روی کشتی یا مقصد نهایی؟
روش واقعی حمل چیست؟ فله دریایی، کانتینری، جادهای، ریلی یا ترکیبی؟
چه کسی حملکننده را انتخاب میکند و کرایه حمل را میپردازد؟
ریسک کالا باید در چه نقطهای به خریدار منتقل شود؟
چه کسی بیمه را تهیه میکند و چه پوششی توافق شده است؟
چه کسی میتواند تشریفات گمرکی، هزینههای ترمینال و تخلیه را قانوناً و عملاً انجام دهد؟
پاسخ این پرسشها قواعد مناسب برای مذاکره را محدود میکند؛ اما انتخاب نهایی همچنان به متن قرارداد و شرایط عملیات وابسته است.
هزینهها و اسنادی که اینکوترمز بهتنهایی تعیین نمیکند
اینکوترمز فقط بخشی از مسئولیتهای فروشنده و خریدار را مشخص میکند.
در حمل دریایی ممکن است Bill of Lading (B/L) لازم باشد. برای برخی حملهای بینالمللی جادهای، راهنامه CMR مطرح است و در مسیرهای ریلی ممکن است اسناد CIM، SMGS یا CIM/SMGS کاربرد داشته باشند.
نوع سند باید با مسیر، قرارداد حمل و الزامات پرداخت هماهنگ باشد. برای مثال، اگر یک اعتبار اسنادی به بارنامه on-board نیاز داشته باشد، استفاده از FCA بهتنهایی صدور چنین سندی را تضمین نمیکند؛ ترتیب پیشبینیشده در نسخه ۲۰۲۰ نیازمند توافق و هماهنگی مرتبط است.
از طرف دیگر، هزینههای Demurrage، Detention، انبارداری، توقف واگن و خدمات ترمینال ممکن است تابع قراردادهای حمل، مقررات ترمینال و علت تأخیر باشند.
موضوعاتی مانند مالکیت کالا، شرایط پرداخت، ضمانت اجرا، بازرسی، کیفیت، محدودیتهای تجاری و حل اختلاف نیز با انتخاب یک قاعده اینکوترمز بهطور کامل تعیین نمیشوند.
برای تهیه اسناد متناسب با معامله، چکلیست مدارک لازم برای صادرات کالا از ایران را ببینید.
اشتباهات متداول در قراردادهای حمل دریایی و زمینی
اشتباه | پیامد احتمالی | اصلاح |
|---|---|---|
انتخاب FOB برای کانتینر تحویلی به ترمینال بدون بررسی FCA | فاصله میان تحویل واقعی و انتقال ریسک | تطبیق قاعده با نقطه تحویل |
تصور انتقال ریسک در مقصد تحت CFR، CIF، CPT یا CIP | اختلاف درباره خسارت مسیر | جداسازی تحویل از مقصد پرداخت کرایه |
استفاده از FOB یا CIF برای حمل صرفاً زمینی | ناسازگاری با محدوده قاعده | استفاده از قواعد همهروشی |
تعیین نام شهر بدون نقطه عملیاتی دقیق | ابهام در تحویل و هزینهها | تعیین محل و نقطه مشخص |
تصور پوشش بدون استثنای CIP | خسارت بیمهنشده | بررسی بیمهنامه |
برابر دانستن DAP و DPU | اختلاف بر سر تخلیه | تعیین تعهد تخلیه |
انتخاب DDP بدون بررسی مقررات واردات | تعهد غیرقابل اجرای فروشنده | بررسی امکان قانونی واردات |
تعیین هزینه توقف فقط از روی انتقال ریسک | اختلاف در Demurrage و Detention | تطبیق قرارداد فروش، حمل و ترمینال |
درج کد بدون نسخه اینکوترمز | اختلاف در تفسیر قواعد | تعیین قاعده، مکان و |
جمعبندی
برای انتخاب اینکوترمز مناسب، نخست باید محل واقعی تحویل را شناسایی کرد؛ سپس روش حمل، قرارداد حملکننده، پرداخت کرایه، بیمه، تشریفات صادراتی و وارداتی و مسئولیت تخلیه را با آن هماهنگ ساخت.
در حمل فله دریایی، FAS، FOB، CFR و CIF ممکن است گزینههای قابل بررسی باشند. در حمل جادهای، ریلی، کانتینری و ترکیبی، قواعد قابل استفاده برای همه روشها انعطاف بیشتری برای ساختارهای مختلف تحویل فراهم میکنند.
اگر درباره انتخاب میان FOB، FCA، CPT، CIP یا قواعد مقصد برای یک معامله مشخص ابهام دارید، میتوانید جزئیات کالا، بستهبندی، مبدأ، مقصد، روش حمل و نقطه تحویل پیشنهادی را از طریق خدمات تنظیم قراردادها و اسناد تجاری بینالمللی گروه بینالمللی کولاک برای بررسی ساختار تجاری ارائه کنید.
برای انتخاب محصول راهنمایی میخواهید؟
برای دریافت مشخصات فنی، موجودی و جزئیات قیمت با تیم ما در تماس باشید.