از نخستین روز فعالیت کولاک تا امروز، یک باور تغییر نکرده است. ما هیچ‌گاه تجارت را صرفاً جابه‌جایی کالا ندانسته‌ایم. برای ما، تجارت یعنی ایجاد رابطه‌ای که بر پایه احترام، شفافیت، دانش و منافع مشترک شکل گرفته باشد. ممکن است هر معامله با یک قرارداد آغاز شود، اما آنچه یک همکاری را ماندگار می‌کند، اعتمادی است که میان طرفین ساخته می‌شود.

اینکوترمز ۲۰۲۰ چیست؟ راهنمای کامل ۱۱ اصطلاح تجاری برای صادرات و واردات

اینکوترمز ۲۰۲۰ مجموعه‌ای از ۱۱ قاعده تدوین‌شده توسط اتاق بازرگانی بین‌المللی (ICC) است که مسئولیت هزینه، بیمه و لحظه دقیق انتقال ریسک بین خریدار و فروشنده را در قراردادهای صادراتی مشخص می‌کند. برای صادرکنندگان تازه‌کار، انتخاب اشتباه یک قاعده — مثلاً استفاده از EXW به‌جای FOB برای یک محموله دریایی — می‌تواند هزینه‌های پنهان دموراژ، بیمه ناکافی و اختلاف حقوقی به همراه بیاورد. این راهنما هر یک از ۱۱ قاعده را با جزئیات فنی، نقطه انتقال ریسک و مستندات لازم توضیح می‌دهد و مسیر انتخاب اصطلاح مناسب را برای هر نوع محموله روشن می‌کند.

    یک صادرکننده تازه‌کار، محموله‌ای از گوگرد گرانول را با قاعده EXW به یک خریدار در امارات می‌فروشد و چند هفته بعد متوجه می‌شود بارگیری، بیمه دریایی و حتی ترخیص گمرکی صادراتی هم بر عهدهٔ اوست؛ هزینه‌هایی که هرگز در قیمت نهایی محاسبه نکرده بود. این سناریو دقیقاً همان جایی است که اینکوترمز ۲۰۲۰ وارد عمل می‌شود. اینکوترمز ۲۰۲۰ مجموعه‌ای از ۱۱ قاعدهٔ استاندارد بین‌المللی است که توسط اتاق بازرگانی بین‌المللی (ICC) تدوین شده و مشخص می‌کند چه کسی مسئول حمل، بیمه، هزینه‌ها و ریسک محموله در هر نقطه از مسیر صادرات است. این قواعد جایگزین قرارداد فروش نمی‌شوند، اما بخش جدایی‌ناپذیر آن هستند؛ در تجارت کالاهای پایه مانند متانول، کاتد مس یا میلگرد فولادی، که هر محموله می‌تواند ارزشی چند صد هزار دلاری داشته باشد، یک انتخاب اشتباه می‌تواند سودآوری کل معامله را از بین ببرد. گروه بین‌المللی کولاک در این راهنما هر ۱۱ قاعدهٔ اینکوترمز ۲۰۲۰ را با جزئیات فنی، نقطهٔ دقیق انتقال ریسک و اشتباهات رایج صادرکنندگان تازه‌کار بررسی می‌کند.

    نکات کلیدی:

    • اینکوترمز ۲۰۲۰ شامل ۱۱ قاعده است که به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: هفت قاعده قابل استفاده برای هر روش حمل‌ونقل و چهار قاعده مخصوص حمل دریایی.

    • بزرگ‌ترین تغییر نسخهٔ ۲۰۲۰ نسبت به ۲۰۱۰، افزایش سطح پوشش بیمهٔ پیش‌فرض در CIP و تغییر نام DAT به DPU است.

    • برای صادرکنندگان تازه‌کار، قاعدهٔ EXW معمولاً پرریسک‌ترین گزینه است چون تقریباً تمام مسئولیت حمل و ترخیص را به خریدار منتقل می‌کند.

    • انتخاب اینکوترمز باید همیشه با روش واقعی حمل هماهنگ باشد؛ استفاده از قواعد دریایی مثل FOB یا CIF برای محموله‌های کانتینری، نقطهٔ انتقال ریسک را مبهم می‌کند.

    اینکوترمز ۲۰۲۰ چیست؟ پاسخ مستقیم برای صادرکنندگان تازه‌کار

    اینکوترمز ۲۰۲۰ (Incoterms 2020) مجموعه‌ای از ۱۱ قاعدهٔ استاندارد جهانی است که اتاق بازرگانی بین‌المللی (ICC) در سال ۲۰۲۰ منتشر کرد تا مسئولیت هزینه، بیمه، حمل‌ونقل و لحظهٔ دقیق انتقال ریسک از فروشنده به خریدار را در قراردادهای خرید و فروش بین‌المللی مشخص کند. هر قاعده با یک کد سه‌حرفی مثل FOB یا CIF شناخته می‌شود و باید در متن قرارداد یا پروفرما اینویس، همراه با نام دقیق مکان تحویل، ذکر شود — مثلاً «FOB Bandar Abbas, Incoterms 2020».

    اهمیت این قواعد وقتی روشن می‌شود که ارقام واقعی تجارت کالاهای پایه را ببینیم. تنها در دی‌ماه ۱۴۰۴، ارزش صادرات کاتد مس ایران از مرز ۱۵۱ میلیون دلار عبور کرد و در آذرماه همان سال، تجارت گوگرد صادراتی رقمی بالغ بر ۴۴ میلیون دلار را ثبت کرد. وقتی محموله‌ای با این حجم مالی روی عرشهٔ یک کشتی یا در یک ناوگان ریلی بین‌المللی در حرکت است، یک ابهام کوچک در قرارداد می‌تواند خسارتی چندصدهزار دلاری به بار بیاورد. اگر محموله کاتد مس روی عرشه دچار آسیب شود، مسئولیت جبران خسارت با کیست؟ پاسخ این سؤال، دقیقاً همان چیزی است که اینکوترمز مشخص می‌کند.

    نمودار مینیمال نقطه انتقال ریسک بین خریدار و فروشنده در قاعده اینکوترمز FOB روی عرشه کشتی

    چرا نسخهٔ ۲۰۲۰ جایگزین نسخهٔ ۲۰۱۰ شد؟

    ICC هر ده سال قواعد اینکوترمز را بازبینی می‌کند تا با تغییرات واقعی زنجیرهٔ تأمین جهانی هماهنگ بماند. نسخهٔ ۲۰۲۰ نسبت به ۲۰۱۰ سه تغییر کلیدی دارد: سطح پوشش بیمهٔ پیش‌فرض در قاعدهٔ CIP به بالاترین حد ممکن ارتقا یافت، قاعدهٔ DAT به DPU تغییر نام داد تا محدودیت «فقط ترمینال» برداشته شود، و در قاعدهٔ FCA امکان صدور بارنامهٔ دریایی با درج تاریخ بارگیری (on-board bill of lading) برای تسهیل اعتبارات اسنادی اضافه شد. صادرکنندگانی که هنوز از نسخهٔ ۲۰۱۰ در قراردادهای خود استفاده می‌کنند، ممکن است در تفسیر تعهدات بیمه یا محل تخلیه با خریدار دچار اختلاف شوند.

    طبقه‌بندی ۱۱ قاعدهٔ اینکوترمز ۲۰۲۰: از EXW تا DDP

    اینکوترمز ۲۰۲۰ یازده قاعده را در دو گروه اصلی دسته‌بندی می‌کند: هفت قاعده که برای هر شیوهٔ حمل‌ونقل (جاده‌ای، ریلی، هوایی یا ترکیبی) قابل استفاده‌اند، و چهار قاعده که فقط برای حمل دریایی و آبراه‌های داخلی طراحی شده‌اند. انتخاب گروه اشتباه — مثلاً استفاده از FOB برای محموله‌ای که با کانتینر و از طریق چند وسیلهٔ حمل مختلف جابه‌جا می‌شود — یکی از رایج‌ترین منابع اختلاف در قراردادهای صادراتی است.

    گروه اول: قوانین قابل استفاده برای هر روش حمل‌ونقل

    این هفت قاعده انعطاف‌پذیری بالایی دارند و در پروژه‌های ترکیبی، مثل صادرات متانول از ایران که معمولاً ناوگان زمینی و دریایی را با هم درگیر می‌کند، کاربرد گسترده‌ای دارند.

    EXW (Ex Works) — حداقل تعهد فروشنده

    در قاعدهٔ EXW، فروشنده وظیفه‌اش را با در دسترس قرار دادن کالا در محل کارخانه یا انبار خودش انجام‌شده می‌داند. تمام هزینه‌ها و ریسک‌های بارگیری، حمل تا مقصد، و ترخیص گمرکی صادراتی و وارداتی بر عهدهٔ خریدار است. این کمترین سطح تعهد ممکن برای فروشنده در کل مجموعهٔ اینکوترمز است — و همین موضوع برای صادرکنندگان تازه‌کار می‌تواند فریبنده باشد، چون به‌ظاهر ریسک کمتری دارد، اما در عمل خریداران حرفه‌ای اغلب از EXW به‌دلیل پیچیدگی هماهنگی ترخیص صادراتی در کشور فروشنده پرهیز می‌کنند.

    FCA (Free Carrier) — تحویل به حمل‌کننده: بررسی فنی کامل

    FCA یکی از پرکاربردترین و در عین حال کمترین‌فهم‌شده‌ترین قواعد اینکوترمز است، به‌ویژه برای صادرکنندگانی که برای اولین بار وارد تجارت کانتینری می‌شوند.

    تعهدات فروشنده در قاعدهٔ FCA

    فروشنده موظف است کالا را پس از انجام تشریفات ترخیص صادراتی، در محل مشخص‌شده (که می‌تواند محل کار خود فروشنده یا هر مکان دیگری باشد) به حمل‌کننده یا شخص تعیین‌شده توسط خریدار تحویل دهد. اگر محل تحویل، محل کار فروشنده باشد، فروشنده مسئول بارگیری کالا روی وسیلهٔ نقلیهٔ خریدار است؛ اگر محل تحویل جای دیگری باشد، فروشنده فقط باید کالا را آماده تخلیه در وسیلهٔ نقلیهٔ خودش تحویل دهد.

    نقطهٔ دقیق انتقال ریسک در FCA

    نقطهٔ انتقال ریسک در FCA دقیقاً به محل تحویل تعریف‌شده در قرارداد بستگی دارد، نه به یک نقطهٔ ثابت مثل «نردهٔ کشتی» در قواعد قدیمی‌تر. این ابهام محلی، رایج‌ترین منبع سوءتفاهم در قراردادهای FCA است؛ به همین دلیل باید نام دقیق و آدرس کامل محل تحویل — نه فقط نام شهر — در قرارداد و پروفرما اینویس درج شود.

    تعهدات خریدار در قاعدهٔ FCA

    از لحظهٔ تحویل به حمل‌کننده، خریدار مسئول عقد قرارداد حمل، پرداخت کرایه، تهیهٔ بیمه (در صورت تمایل) و انجام تشریفات ترخیص وارداتی است. یکی از مزایای عملی FCA نسبت به EXW این است که فروشنده هنوز مسئولیت ترخیص صادراتی را بر عهده دارد، که برای خریداران خارجی که آشنایی کمتری با مقررات گمرکی کشور مبدأ دارند، ریسک را کاهش می‌دهد.

    CPT (Carriage Paid To) — کرایهٔ حمل پرداخت‌شده تا مقصد

    فروشنده هزینهٔ حمل‌ونقل محموله را تا مقصد نهایی پرداخت می‌کند، اما ریسک مفقودشدن یا آسیب‌دیدن کالا به‌محض تحویل به اولین حمل‌کننده در مبدأ به خریدار منتقل می‌شود. این نکته اغلب باعث سردرگمی می‌شود: فروشنده هزینه را تا مقصد می‌پردازد، اما ریسک را نه.

    CIP (Carriage and Insurance Paid To) — کرایهٔ حمل و بیمه پرداخت‌شده تا مقصد

    CIP از نظر تقسیم هزینه شبیه CPT است، با این تفاوت که فروشنده موظف است محموله را در برابر خطرات مسیر بیمه کند. در نسخهٔ ۲۰۲۰، سطح پوشش بیمهٔ پیش‌فرض برای CIP به بالاترین سطح ممکن (بند A از شرایط بیمهٔ انستیتو لندن) ارتقا یافت — تغییری که مستقیماً از خریداران کالاهای باارزش، از جمله محصولات پتروشیمی، حمایت می‌کند.

    DAP (Delivered at Place) — تحویل در محل

    فروشنده کالا را در مقصد توافق‌شده، آماده برای تخلیه، تحویل می‌دهد. تمام ریسک‌ها و هزینه‌های مسیر تا آن نقطه بر عهدهٔ فروشنده است، اما هزینه‌های ترخیص وارداتی و پرداخت عوارض بر عهدهٔ خریدار باقی می‌ماند.

    DPU (Delivered at Place Unloaded) — تحویل در محل با تخلیه

    DPU تنها قاعده‌ای است که فروشنده را ملزم به تخلیهٔ فیزیکی کالا در مقصد می‌کند. این قاعده جایگزین DAT شد تا امکان تحویل و تخلیه در هر مکانی — نه فقط ترمینال‌های رسمی حمل‌ونقل — فراهم شود؛ برای مثال، انبار خصوصی خریدار یا کارگاه تولیدی او.

    DDP (Delivered Duty Paid) — تحویل عوارض پرداخت‌شده: حداکثر تعهد فروشنده

    DDP بالاترین سطح تعهد را برای فروشنده در نظر می‌گیرد. فروشنده تمامی هزینه‌ها، ریسک‌ها، هزینه‌های حمل‌ونقل و حتی پرداخت عوارض و حقوق گمرکی واردات در کشور مقصد را متقبل می‌شود؛ خریدار صرفاً کالا را در انبار خود تحویل می‌گیرد. برای صادرکنندگان تازه‌کار، DDP معمولاً توصیه نمی‌شود مگر آنکه شناخت دقیقی از مقررات گمرکی کشور مقصد داشته باشند، چون هرگونه خطا در محاسبهٔ عوارض مستقیماً هزینهٔ فروشنده را افزایش می‌دهد.

    تصویرسازی مینیمال کانتینرهای صادراتی روی عرشه کشتی با تفکیک بصری مسئولیت خریدار و فروشنده

    گروه دوم: قوانین مختص حمل دریایی و آبراه‌های داخلی

    این چهار قاعده فقط زمانی استفاده می‌شوند که محل تحویل کالا یک بندر باشد و محموله از طریق کشتی منتقل شود. در انتقال تناژهای بالای محصولات فلزی، مانند آنچه در راهنمای جامع صادرات میلگرد فولادی از ایران بررسی شده، استفادهٔ دقیق از این قواعد مرزهای حقوقی معامله را ایمن نگه می‌دارد.

    FAS (Free Alongside Ship) — تحویل در کنار کشتی

    فروشنده کالا را در کنار کشتی تعیین‌شده توسط خریدار — مثلاً روی اسکله — قرار می‌دهد. از آن لحظه به بعد، تمام ریسک‌ها و هزینه‌های بارگیری روی عرشه بر عهدهٔ خریدار است. FAS بیشتر در تجارت کالاهای فله‌ای غیرکانتینری مانند سنگ‌آهن یا محصولات معدنی کاربرد دارد.

    FOB (Free On Board) — تحویل روی عرشه: پرکاربردترین قاعده در صادرات کالای فله

    FOB احتمالاً شناخته‌شده‌ترین اصطلاح تجاری در بین صادرکنندگان ایرانی است. کالا زمانی تحویل‌شده تلقی می‌شود که به‌طور کامل روی عرشهٔ کشتی قرار گیرد. تا پیش از آن لحظه، مسئولیت با فروشنده است. نکتهٔ عملی مهم برای صادرکنندگان کالاهایی مانند کاتد مس این است که بازرسی کیفیت SGS معمولاً باید پیش از این نقطهٔ انتقال ریسک انجام شود — موضوعی که در استاندارد کاتد مس صادراتی: چک‌لیست اعتبارسنجی کیفیت، ppm و بازرسی SGS با جزئیات بیشتری توضیح داده شده است.

    CFR (Cost and Freight) — هزینه و کرایهٔ حمل

    فروشنده هزینه و کرایهٔ حمل تا بندر مقصد را می‌پردازد، اما انتقال ریسک به خریدار همان لحظه‌ای رخ می‌دهد که کالا روی عرشهٔ کشتی بارگیری‌شده در مبدأ قرار می‌گیرد — نه در بندر مقصد. این تفکیک بین «چه کسی پول می‌دهد» و «چه کسی ریسک می‌پذیرد» دقیقاً همان چیزی است که در قواعد C (CFR ،CIF ،CPT ،CIP) باید با دقت به خریدار توضیح داده شود.

    CIF (Cost, Insurance and Freight) — هزینه، بیمه و کرایهٔ حمل

    تعهدات CIF مشابه CFR است، با این تفاوت که فروشنده باید حداقل پوشش بیمهٔ دریایی را برای کالا تهیه کند. برخلاف CIP، در قاعدهٔ CIF سطح پوشش بیمه در اینکوترمز ۲۰۲۰ در همان سطح پایه (بند C) باقی مانده است، مگر آنکه طرفین توافق دیگری کنند. برای محموله‌های باارزش پتروشیمی که در راهنمای کامل صادرات محصولات پتروشیمی هم به آن اشاره شده، بسیاری از خریداران ترجیح می‌دهند این پوشش پایه را با شرط قراردادی به سطح بالاتر ارتقا دهند.

    جدول مقایسه سریع: کدام اینکوترمز برای صادرات شما مناسب است؟

    قاعده

    چه کسی حمل را ترتیب می‌دهد

    چه کسی بیمه می‌کند

    نقطهٔ انتقال ریسک

    مناسب برای

    EXW

    خریدار

    خریدار

    محل کار فروشنده

    معاملات داخلی یا خریدار باتجربه

    FCA

    خریدار (فروشنده تا نقطهٔ تحویل)

    خریدار

    محل تحویل به حمل‌کننده

    تجارت کانتینری چندوجهی

    CIP

    فروشنده

    فروشنده (بند A)

    تحویل به اولین حمل‌کننده

    محموله‌های باارزش پتروشیمی

    DDP

    فروشنده

    فروشنده

    انبار خریدار

    فروشندگان آشنا با گمرک مقصد

    FOB

    خریدار (از مبدأ)

    خریدار

    روی عرشهٔ کشتی در مبدأ

    صادرات فله فلزات و مواد معدنی

    CIF

    فروشنده

    فروشنده (بند C)

    روی عرشهٔ کشتی در مبدأ

    صادرات دریایی با بیمهٔ پایه

    چرا صادرکنندگان تازه‌کار باید از EXW با احتیاط استفاده کنند؟

    EXW در نگاه اول ساده‌ترین قاعده به نظر می‌رسد، اما در عمل خریدار باید کل زنجیرهٔ لجستیک را از کارخانهٔ فروشنده مدیریت کند — کاری که برای خریداران خارجی بدون شریک محلی تقریباً غیرعملی است. بسیاری از معاملات بین‌المللی که با EXW شروع می‌شوند، در نهایت به FCA تبدیل می‌شوند تا فروشنده حداقل مسئولیت ترخیص صادراتی را بر عهده بگیرد.

    چه زمانی FOB یا CIF بهترین انتخاب برای صادرکنندهٔ کالای فله است؟

    برای صادرکنندگان مواد پایه مانند گوگرد، کاتد مس یا میلگرد فولادی که محموله از یک بندر ایرانی با کشتی بارگیری می‌شود، FOB و CIF معمولاً منطقی‌ترین انتخاب‌اند چون هم برای فروشنده و هم برای خریدار آشنا و قابل‌پیش‌بینی‌اند. تفاوت اصلی در این است که آیا فروشنده مسئولیت بیمهٔ دریایی را هم می‌پذیرد (CIF) یا این کار را به خریدار واگذار می‌کند (FOB).

    چهار اشتباه رایج صادرکنندگان تازه‌کار در انتخاب اینکوترمز

    ابهام در نقطهٔ دقیق انتقال ریسک

    بسیاری از قراردادهای تازه‌کار فقط کد سه‌حرفی را می‌نویسند («FOB») بدون آنکه نام دقیق بندر یا محل تحویل را مشخص کنند. این ابهام در صورت بروز اختلاف، تفسیر قرارداد را به‌شدت پیچیده می‌کند.

    نادیده گرفتن هزینه‌های پنهان دموراژ و توقف کانتینر

    اگر خریدار در تخلیهٔ کالا از کشتی یا کانتینر تأخیر کند، هزینهٔ دموراژ (Demurrage) معمولاً بر عهدهٔ طرفی است که در آن لحظه مسئولیت را بر عهده دارد. صادرکنندهٔ تازه‌کاری که این هزینه‌ها را در قرارداد پیش‌بینی نکرده، ممکن است بعد از حمل با فاکتورهای غیرمنتظره روبه‌رو شود.

    عدم تطابق قاعدهٔ انتخابی با روش واقعی حمل کالا

    استفاده از یک قاعدهٔ دریایی مانند FOB یا CIF برای محموله‌ای که با کانتینر و از طریق چند وسیلهٔ حمل مختلف جابه‌جا می‌شود، نقطهٔ انتقال ریسک را مبهم می‌کند؛ در چنین شرایطی، ICC صراحتاً استفاده از قواعد گروه اول (مثل FCA یا CIP) را توصیه می‌کند.

    نداشتن ارجاع مکتوب به «Incoterms 2020» در قرارداد

    اگر قرارداد صرفاً بنویسد «FOB» بدون ذکر «Incoterms 2020»، ممکن است در دادگاه یا داوری تجاری، تفسیر محلی یا نسخهٔ قدیمی‌تر قواعد به‌جای نسخهٔ رسمی ICC اعمال شود. درج دقیق عبارت «Incoterms 2020» بعد از هر کد سه‌حرفی، یک الزام حقوقی ساده اما حیاتی است.

    مسیر امن صادرات شما با قراردادهای استاندارد ICC

    انتخاب درست اینکوترمز فقط نیمی از راه است؛ نیمهٔ دیگر، تبدیل این انتخاب به یک قرارداد قابل‌اجرا و بدون حفره‌ی حقوقی است. تجارت بین‌المللی مواد پتروشیمی، گوگرد، اوره و فلزات پایه، میدانی برای آزمون‌وخطای قراردادها نیست؛ وقتی یک محموله ده‌ها میلیون دلاری در مسیر ترانزیت است، ابهامات اسنادی و ناآگاهی از شرایط اینکوترمز می‌توانند پایه‌های یک معامله را متزلزل کنند.

    خدمت قراردادنویسی و ساختاردهی معاملات بین‌المللی در گروه بین‌المللی کولاک دقیقاً برای همین شکاف طراحی شده است. تیم بازرگانی کولاک با تکیه بر استانداردهای حقوقی ICC، اینکوترمز مناسب هر محموله را با توجه به نوع کالا، روش حمل و بازار هدف تعیین می‌کند و آن را در قالب یک قرارداد شفاف و قابل‌دفاع تنظیم می‌کند — بدون واسطه‌های غیرشفاف و بدون ابهام در نقطهٔ انتقال ریسک. برای ساختاردهی امن قرارداد صادراتی بعدی خود، همین حالا با دپارتمان بازرگانی بین‌الملل کولاک در ارتباط باشید.

    تماس با ما

    برای انتخاب محصول راهنمایی می‌خواهید؟

    برای دریافت مشخصات فنی، موجودی و جزئیات قیمت با تیم ما در تماس باشید.

    ارتباط با ما

    سوالات متداول

    خیر. اینکوترمز جایگزین قرارداد اصلی فروش کالا نمی‌شود؛ بلکه بخشی از آن است که شرایط تحویل کالا، نحوهٔ انتقال ریسک و تفکیک هزینه‌های لجستیک بین طرفین معامله را مشخص می‌کند. مفاد مربوط به قیمت، پرداخت و مشخصات فنی کالا همچنان باید جداگانه در قرارداد ذکر شود.
    در نسخهٔ ۲۰۲۰، سطح پوشش بیمهٔ پیش‌فرض در CIP به بالاترین حد ممکن (بند A) افزایش یافت، در حالی که در CIF — که مخصوص حمل دریایی است — پوشش بیمهٔ پیش‌فرض همچنان در پایین‌ترین سطح (بند C) باقی مانده، مگر آنکه طرفین توافق دیگری کنند.
    DAT حذف نشد؛ به DPU (تحویل در محل با تخلیه) تغییر نام داد. هدف این تغییر، روشن کردن این نکته بود که کالا می‌تواند در هر مقصدی — انبار شخصی، کارخانه یا محوطهٔ باز — تحویل و تخلیه شود، نه فقط در یک ترمینال رسمی گمرکی یا بندری.
    در تجارت کالاهای پایهٔ فله‌ای که از بندرهای ایران با کشتی حمل می‌شوند، FOB و CIF بیشترین کاربرد را دارند چون هم فروشنده و هم خریدار با فرآیند بارگیری روی عرشه و نقطهٔ انتقال ریسک آن آشنا هستند. انتخاب بین این دو معمولاً به این بستگی دارد که کدام طرف مایل است ریسک و هزینهٔ بیمهٔ دریایی را بپذیرد.
    بله، تا پیش از امضای نهایی قرارداد یا صدور پروفرما اینویس قطعی، تغییر اینکوترمز کاملاً ممکن است. اما هر تغییر باید در قیمت پیشنهادی هم منعکس شود، چون هر قاعده سطح متفاوتی از هزینه و ریسک را به فروشنده یا خریدار منتقل می‌کند؛ تغییر قاعده بدون بازبینی قیمت، یکی از رایج‌ترین اشتباهات در مذاکرات نیم‌کاره است.